قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢٧
نصارى در اين عمل افراط و تفريط كردهاند كه فرموده «فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها» در اينجا روايتى در مجمع نقل شده كه روشن كننده مطلب است.
ابن مسعود گويد: با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بالاغى سوار بودم فرمود:
اى پسر امّ عبد آيا ميدانى بنى اسرائيل از كجا رهبانيت را ساختند گفتم:
خدا و رسول داناتراند. فرمود:
ستمكاران پس از عيسى بر آنها مسلّط شدند و عمل بمعصيت كردند. اهل ايمان از اين كار خشمگين شده بجهاد برخاستند. سه بار از ستمگران شكست خوردند. نماند از آنها مگر اندكى گفتند: اگر خود را باين حكام نشان دهيم ما را فانى ميكنند براى دين طرفدار و دعوت كنندهاى نمىماند بيائيد در زمين متفرق شويم تا خداوند پيغمبرى را كه عيسى وعده فرموده مبعوث كند از آن محمد را قصد ميكردند در غارهاى كوهها پراكنده شدند و رهبانيتى از خود ساختند پس بعضى بدين خود چنگ زد و بعضى كفر ورزيد بعد اين آيه را تلاوت كرد «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ» پس از آن فرمود: پسر ام عبد ميدانى رهبانيت امّت من چيست؟ گفتم:
خدا و رسول داناتر است. فرمود:
هجرت، جهاد، صلوة، صوم، حجّ، و عمره.
از اين روايت روشن ميشود كه كفرورزندگان آنرا مراعات نكرده و بيراهه رفتهاند. اين حديث در الميزان از مجمع نقل شده در صافى نيز مختصرا آورده است.
رهط: عشيره و قوم (مجمع) «وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ» هود: ٩١.
اگر كسانت و عشيرهات نبود هر آينه سنگسارت ميكرديم راغب گويد اطلاق رهط بر عشيره در صورتى است كه از ده كمتر باشند و گفته شده: تا چهل نفر را رهط گويند. قاموس آنرا از سه يا هفت تا ده و يا از ده كمتر گفته است. صحاح گويد: رهط قوم و قبيله مرد است و آن از ده كمتر است كه همه مرد باشند.