قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥١
نيز كه امروز مغلوباند غالب خواهند شد.
ريب: شكّ. در مجمع گويد:
ريب بمعنى شك است و بعضى بدترين شكّ گفتهاند. در اقرب و قاموس شكّ، تهمت، ظنّ و حاجت معنى شده است ولى قرآن كريم آنرا در شك بكار برده و شايد در بعضى تهمت و اضطراب قلب نيز مراد باشد چنانكه خواهيم گفت.
«أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا ...» نور: ٥٠. «وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ» حديد: ١٤. افعال اين ماده در قرآن مجيد همه از افتعال آمده و آن چنانكه در اقرب گفته بشكّ افتادن و شكّ كردن است و اگر با «باء» همراه باشد مثل «ارتاب بفلان» بمعنى تهمت زدن ميايد.
در بعضى آيات كلمه مريب صفت «شكّ» آمده مثل «وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ» هود:
٦٢. «إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍ مُرِيبٍ» سباء:
٥٤. «وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ» فصلت: ٤٥.
در اينصورت شكى كه شك آورنده است يعنى چه؟ ممكن است مراد از آن تأكيد باشد يعنى شكّ سخت. و احتمال دارد منظور تهمت و سوء ظن باشد يعنى چنان در شكّيم كه موجب ميشود تو را متّهم كنيم. و بتو سوء ظن داشته باشيم.
زمخشرى ريب را قلق و تشويق قلب گفته است و گويد: حقيقت ريبة قلق و اضطراب قلب و از آنست آنچه حسن بن على عليه السّلام گويد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم ميفرمود
«دَعْ مَا يُرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يُرِيبُكَ».
بنا بر قول زمخشرى معنى «شَكٍ مُرِيبٍ» شك اضطراب آور است مُرْتَاب اسم فاعل است بمعنى شك كننده «كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ» غافر: ٣٤.
* «أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ» طور: ٣٠. در مجمع منون را موت گفته و گويد بمعنى دهر هم ميايد: ريب ظاهرا بمعنى قلق و اضطراب است چنانكه از زمخشرى
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٣ ؛ ص١٥٢