قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٨
سرمايه اينها را در خورجينهايشان بگذاريد.
«رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ» قريش: ٢.
رحلة بمعنى كوچ و مسافرت است.
بايد دانست يمن در جنوب مكّه و شام در شمال آن واقع است (بطور تقريب). اهل مكّه سالى دو مسافرت داشتند وقت زمستان به يمن و وقت تابستان بشام و ايندو مسافرت نوعا براى خريد و فروش و نقل و انتقال مال التجاره بود. در آيه گذشته مراد از رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ همان دو مسافرت است. و چون در اين دو مسافرت بعنوان اينكه اهل مكّه ساكنان حرماند از شرّ راهزنان و دزدان در امان بودند و كسى بآنها آزار نميرساند و با ايمنى تمام رفت و آمد ميكردند لذا خدا در مقام امتنان بآنها فرمود: «إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ. فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ».
رحم: (بفتح اوّل و كسر دوّم) رحم زن. محل رشد جنين. جمع آن ارحام است «هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ» آل عمران: ٦. «وَ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ» لقمان: ٣٤.
رحم بمعناى فوق در قرآن هميشه جمع آمده است. بقوم و خويش از آنجهت رحم و ارحام گفتهاند كه آنها از يك رحم خارج شدهاند (مفردات) يعنى ريشه همه يك رحم است. ذو رحم يعنى صاحب قرابت و ذوى الارحام يعنى صاحبان قرابت.
«وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» نساء: ١. يعنى از خدا و از ارحام بترسيد و قطع رحم نكنيد، مراد از ارحام، خويشان است.
«وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» انفال: ٧٥. نظير اين آيه، آيه ششم احزاب است كه فرموده «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ