قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٨
باشد از سلام يعنى سلام بر نوح در حاليكه آن سلام پيوسته در ميان عالميان هست و خواهد بود. ظاهرا براى همين است كه الميزان گويد: اين سلام تحيّتى است براى نوح از خدا هديّه ميشود بر او از جانب امّتهاى انسانيت ماداميكه چيزى از خيرات قولا و عملا در جوامع بشرى واقع شود. چون او عليه السّلام اول كسى است كه بدعوت توحيد بر خاسته و شرك و اثر آنرا كوبيده و در حدود هزار سال در اين راه رنج برده ... پس براى اوست نصيبى از هر خير تا روز قيامت و در تمام قرآن سلامى باين وسعت جز درباره نوح يافته نيست.
راغب گويد: اين سلامها روشن ميكنند كه خدا خواسته بپيامبران ثنا و دعا شود.
«لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً. إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً» واقعة: ٢٥ و ٢٦. بهتر است بگوئيم مراد از سلام قولى و فعلى هر دو است يعنى بهم ديگر سلام گويند و از هم ديگر در سلام باشند. و شايد قولى مراد باشد يعنى «نطلب لكم سلاما».
«سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» قدر: ٥. «هِيَ» راجع به ليله قدر است يعنى آنشب تا طلوع فجر سلام و سلامت است. درست فهميده نميشود كه چگونه سلام است آيا براى همه يا براى افراد بخصوصى؟! از كلام امام سجاد عليه السّلام بدست ميايد كه براى عدّه بخصوصى است در دعاى ٤٤ صحيفه چنين آمده
«سَمَّاهَا لَيْلَةَ الْقَدْرِ ... سَلَامٌ دَائِمُ الْبَرَكَةِ إِلَى طُلُوعِ الْفَجْرِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ بِمَا أَحْكَمَ مِنْ قَضَائِهِ».
در اينصورت براى كسانى سلامت است كه تقديرشان در آنشب بنحو احسن معين ميگردد. مثل قرآن كه براى مؤمنان شفاست و كافران را جز خسارت نيافزايد «وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً».
... «وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ. فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ»