قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٠
در مجمع گويد: زخرف كمال حسن شيىء است و لذا بطلا و بنقوش و تصاوير زخرف گفتهاند در حديث است كه
«إِنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمْ يَدْخُلِ الْكَعْبَةَ حَتَّى أَمَرَ بِالزُّخْرُفِ فَنُحِّيَ».
آنحضرت وارد كعبه نشد تا فرمود كه تصاوير و نقوش را از آن كنار كردند.
در مجمع گويد: «زُخْرُفاً» در آيه منصوب است با فعل مضمر يعنى «و جَعَلْنَا لَهُمْ زُخْرُفاً» ولى شايد عطف باشد به «سُرُراً».
زرب: «وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ. وَ زَرابِيُ مَبْثُوثَةٌ» غاشيه: ١٥ و ١٦. در مجمع آمده زرابىّ جمع زريبه و آن بمعنى فرش فاخر است يعنى پشتىهاى رديف هم و فرشهاى گسترده. زرابىّ نكره است نميشود آنها را با فرش دنيا قياس كرد. راغب گويد: زرابى جمع زرب (بر وزن قفل) نوعى از لباس راحت و منسوب است بمحلى. و بر سبيل تشبيه و استعاره آمده «وَ زَرابِيُ مَبْثُوثَةٌ».
زرع: روياندن. كاشتن. و نيز مصدر بمعنى مفعول باشد كه خواهيم گفت. راغب ميگويد: زرع بمعنى روياندن است و حقيقت آن با امور خدائى است نه بشرى «أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» واقعة: ٦٤. آيا شما آنرا ميرويانيد يا مائيم روياننده ...
و اگر بانسان نسبت داده شود از اين جهت است كه انسان عامل و فاعل اسباب زرع است.
طبرسى ذيل آيه فوق فرموده: آيا شما آنرا ميرويانيد يا مائيم روياننده و از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت است كه فرمود
«لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ زَرَعْتَ وَ لْيَقُلْ حَرَثْتَ».
كسى از شما نگويد زرع كردم و بگويد حرث كردم. ولى «ذيل آيه «قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً ...» يوسف: ٤٧. آنرا كاشتن گفته است.
در صحاح كاشتن و روياندن هر دو را گفته است همچنين است قول قاموس و اقرب. در قرآن مجيد چنانكه معلوم شد در روياندن و كاشتن هر دو بكار رفته است و بنا بر قول راغب زارع فقط خداست و بشر حارث است لا غير چنانكه فرموده «أَ فَرَأَيْتُمْ