قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦
بنظر ميايد مراد ياد آورى است و شايد اعم باشد. صحبت درباره «تذكرة» گذشت و خواهد آمد.
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ...» بقره:
١٥٢. ظاهرا اعم مراد است و آيه عجيب و نويد بخشى است هر كه خدا را ياد كند خدا او را حتما ياد خواهد فرمود «إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ».
«فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ ...» كهف: ٦٣ مراد از ذكر در آيه يادآورى است زيرا با نسيان مقابل آمده است.
«وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ.» انعام: ١٢١ ذبيحهايكه وقت ذبح آن نام خدا برده نشود خوردن آن حرام و در اين آيه از اكل آن نهى شده است و در «ذكّى» خواهد آمد انشاء اللّه.
* «أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى» بقره: ٢٨٢. تذكره بمعنى پند دادن و چيزى را ياد كسى انداختن است طبرسى در ذيل آيه فوق گفته:
ذكر متعدى بيك مفعول است و اگر بباب افعال يا تفعيل بردى متعدى بدو مفعول شود معنى آيه چنين است:
اگر يكى از آندو زن فراموش كند ديگرى شهادت را بياد او آورد.
«فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخافُ وَعِيدِ» ق: ٤٥. «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» ذاريات: ٥٥. تذكر در اين آيات و نظاير آنها بمعنى ياد آورى و پند دادن است.
* «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ» فاطر: ٣٧ تذكّر چنانكه گفته شد بمعنى توجّه و ياد آورى و پند گرفتن است شايد مراد از آن ياد آورى پى در پى باشد كه يكى از معانى تفعّل است در آيات «وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ» ال عمران ٧ «وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ» ابراهيم: ٥٢.
«- قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ» انعام:
١٢٦. كلمات مورد بحث همه از باب تفعّل است و باحتمال نزديك بيقين يادآورى و پند گرفتن مداوم و پى در پى از آنها مراد است.