قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٥
زاهق بمعنى هلاك شونده و اضمحلال پذيرنده است «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ ...» انبياء:
١٨. يعنى حق را بر باطل مىنهيم مغز آنرا ميشكند آنگاه بينى كه باطل پوچ و ناچيز است.
«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» اسراء: ٨١. اگر مراد از «الباطل» شرك و بت پرستى باشد با پيروزى اسلام از بين رفت و ريشه كن گرديد و اگر مطلق باطل مراد باشد قهرا منظور پوچ بودن و هلاكت مطلق باطل است بنظر ميايد منظور اين است: حق آمد و باطل پاشيده و مضمحل گرديد و در آن عجبى نيست زيرا كه شأن باطل همان پاشيدگى و اضمحلال است. و اين مخالف آن نيست كه باطل بوسيله بعضى عوامل خارجى ادامه يابد ولى نظر بذاتش مضمحل و بى ثبات است و اللّه اعلم.
زوج: جفت- صنف. بهر دو قرين از مذكّر و مؤنّث در حيوانات كه ازدواج يافتهاند گفته ميشود: زوج. بهر دو قرين در غير حيوانات نيز زوج اطلاق ميشود مثل يك زوج كفش (يك جفت) (مفردات).
زوجه بمعنى زن است جمع آن زوجات ميباشد راغب گويد آن لغت ردىء است. نگارنده گويد لذا زوجه و زوجات در قرآن نيامده بلكه زوج و ازواج بكار رفته است.
زوج هم بزن اطلاق شده مثل «وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ ...» نساء: ٢٠. و مثل «يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ» بقره: ٣٥. و هم بمرد نحو «فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ ...» بقره: ٢٣٠ و ايضا «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها ...» مجادله: ١.
ازواج نيز هم در زنان بكار رفته مثل «وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً ...» بقره: ٢٤٠. و هم در مردان نحو «فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ...» بقره:
٢٣٢. ظاهرا استعمال شدن ازواج در مردان فقط اين آيه است.