قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٥
با تيرهاى شهاب باز مطالبى بطور ناقص از آسمان دريافت ميدارند مگر آنكه بگوئيم «يُلْقُونَ السَّمْعَ» اشاره بزمانى است كه ممنوع نبودند و قرآن از زبان آنها نقل ميكند: «وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً» جنّ: ٩.
معنى آيات: قرآن حتما از جانب پروردگار جهانيان است. آنرا شياطين نازل نكرده و لايق اين كار نيستند (كه آنها شرير و مفسداند، شرير كجا و آوردن هدايت كجا؟!) و قدرت اين كار را ندارند كه آنها از شنيدن كلام عالم بالا معزول و ممنوعاند ... آيا بگويم شياطين بر كه نازل ميشوند؟
بر هر دروغگو و پيوسته گناهكار.
شنيده خود را باو القا ميكنند و ببشترشان دروغ ميگويند.
«إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ» ق ٣٧. مراد از سمع گوش است «أَلْقَى السَّمْعَ» يعنى استماع كرد گوئى گوش خود را بطرف گوينده مياندازد.
سمع در تمام قرآن مجيد مفرد بكار رفته بر خلاف بصر و اذن كه ابصار و آذان نيز آمده است.
علت جمع نيامدن اين است كه آن در اصل مصدر است طبرسى در جوامع الجامع ذيل «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ ...» گويد: علت عدم جمع آنست كه سمع در اصل مصدر است و مصادر جمع بسته نميشوند.
بيضاوى در ذيل آيه فوق گويد: سمع مفرد آمد براى امن از التباس و براى اصل آن كه در اصل مصدر است و مصادر را جمع نيست. در كشّاف پس از ذكر امن از التباس گفته: ميتوانى بگوئى كه: سمع در اصل مصدر است و مصادر جمع بسته نيست.
خلاصه آنكه: هر جا سمع با ابصار با هم آيد مراد از آن جمع است كه گفته شد و آن در مفرد و جمع بكار ميرود مثل «وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ ...» بقره: ٧.