قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٩
لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما» اعراف: ٢٠.
مراد از سوأة عورت زن و مرد است ايضا در آيه «فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما» طه: ١٢١. از جمع آمدن سوأة ميتوان فهميد كه مراد عورتين هر دو از آدم و زنش است.
«وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ ...» هود: ٧٧. بنظرم سىء بمعنى اندوه است يعنى چون فرستادگان ما پيش لوط آمدند از آمدنشان غمگين شد، ايضا در «سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا» ملك: ٢٧. و در آيه «لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ» اسراء: ٧. تا رويتان را غمگين كنند است كه اثر غم در وجه انسان نمايان ميشود.
«وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ» طه: ٢٢. سوء در آيه بمرض و آفت گفتهاند. غرض آنست اين تغيير رنگ ضررى نخواهد داشت يعنى دستت را بگريبان خود جمع كن تا سفيد و روشن بدون آفت خارج شود. بعضىها سوختن احتمال دادهاند يعنى دستت نميسوزد. اين لفظ در سوره نمل: ١٢. و قصص: ٣١ نيز آمده در الميزان فرموده: ظاهرا اين قيد تعريض بتورات فعلى است كه در سفر خروج باب چهارم آيه ٦ گويد: دست موسى مثل برف مبروص (پيس) شد.
«إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» هود: ١١٤. اين آيه در «حبط» گذشت و در «غفر» ديده شود.
در تمام آيات قرآن در علاج سيئات تكفير آمده است مثل «وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ» بقره: ٢٧١. و درباره هيچ يك يغفر السيّئات نيامده مگر در آيه «وَ نَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ» احقاف: ١٦. كه بجاى تكفير تجاوز آمده است. اين ظاهرا از آنجهت است كه «كفر» در لغت بمعنى پوشاندن است و در علاج بدىها و ناپسندها تعبير پوشاندن آنها مناسب است.
سوح: «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» صافات: ١٧٧.
ساحت بمعنى ناحيه و فضاى خالى