قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٥
از امر تو است. اين جمله روح را از جبرئيل جدا ميكند مشروط بر آنكه مراد از آن همان ملك باشد كه در آيات فوق است. در سفينة البحار ماده «خلق» از على عليه السّلام درباره حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله نقل كرده
«وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ».
اين حديث مطابق آنست كه از قمى نقل شد: روح با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ...
اين احتمال هم هست كه مراد از روح در اين آيات يك عقل كلى و وسيعى باشد كه عقول بشر و غريزههاى جانداران و احساس نباتات از شعبههاى آن است زيرا خداوند متعال بوسيله ملائكه و عقول انسانها و غريزه جانداران اين جهان را بسوى كمال سوق ميدهد و همان عقل است كه در صعود و نزول و قيام در مقابل حق با ملائكه توأم ميباشد (و اللّه العالم) اولين روايت كتاب اصول كافى درباره عقل است كه آنرا مستقل و مجزّا نشان ميدهد در همان روايت آمده: چون خدا عقل را آفريد آنرا گويا كرد سپس فرمود: رو كن. رو كرد. فرمود برگرد. برگشت آنگاه فرمود قسم بعزّت و جلال خودم خلقى كه از تو بمن محبوبتر باشد نيافريدهام و تو را جز در كسيكه دوست ميدارم كامل نكردهام. بدان فقط تو را امر و تو را نهى ميكنم و فقط تو را عذاب كرده و تو را ثواب ميدهم.
روح مستقل
آياتيكه در زير نقل ميشود قابل دقت است «ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ ...» سجده: ٩. «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ» حجر: ٢٩- ص: ٧٢ «وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا» انبياء:
٩١. «أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا» تحريم: ١٢.
همچنين است آيه «إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ ...» نساء: ١٧١.