قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٠
ابن اثير آنرا بقولى غفلت گفته است.
و از زمخشرى حكايت شده كه آن در لغت حمير آواز خوانى است و از ابن عباس در آيه فوق تكبر نقل است.
اين كلمه در كلام اللّه مجيد فقط يكبار يافته است.
سمر: گفتگو در شب. در اقرب گويد: «سَمَرَ سَمْراً و سُمُوراً: لَمْ يَنَمْ وَ تَحَدَّثَ لَيْلًا» يعنى شب را نخوابيد و بگفتگو پرداخت. و نيز آنرا شب، و سايه ماهتاب و شب تاريك گفتهاند و سمره رنگى است ما بين سياه و سفيد. «مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُونَ» مؤمنون: ٦٧. ضمير به بقرآن يا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله راجع است و سامرا حال است از فاعل تهجرون و هجر بمعنى كنار شدن و افسانه سرائى است. يعنى متكبّر بحق از حق منحرف ميشديد و از حق اعراض ميكرديد و شبانه درباره آن بعيبگوئى مىپرداختيد و سامر در آيه اسم جمع است در نهج البلاغه خطبه ١٢٤ فرموده
«وَ اللَّهِ مَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ».
بخدا بظلم نزديك نميشوم ماداميكه دنيا باقى است. سمير را دهر معنى كردهاند.
سامرى: «وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُ» طه: ٨٥. سامرى همان يهودى از قوم موسى است كه گوساله را ساخت و بنى اسرائيل را بپرستش آن دعوت كرد. اين كلمه سه بار در قرآن مجيد آمده است: طه آيات ٨٥، ٨٧، ٩٥.
حضرت موسى چون بنى اسرائيل را بصحراى سينا آورد بدستور خداوند لازم بود كه موسى در طور بوعدهگاه خدا برود تا كتاب تورات بر وى نازل گردد. خدا سى روز بر موسى وعده كرده بود و آنرا با ده روز ديگر تكميل نمود. موسى وقت رفتن برادرش هارون را در جاى خود گذاشت و دستور خويش را بوى اعلام كرد چنانكه در سوره اعراف آيه ١٤٢ آمده است.
بنظر ميايد چون سى روز گذشت و موسى نيامد سامرى از اين جريان استفاده كرده دست بساختن گوساله زده است.
مختصر مطلب در قرآن مجيد