قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٢
«وَ ظَهَرَتْ أَعْلَامُ الرَّدَى».
و در دعاى ١٧ صحيفه آمده
«وَ اسْلُكْ بِنَا مِنَ التُّقَى خِلَافَ سَبِيلِهِ مِنَ الرَّدَى».
رذل: ناپسند. رذل و رذال آنست كه در اثر پليدى ناپسند باشد (مفردات) صحاح آنرا دون و خسيس گفته.
ارذل اسم تفضيل رذل و رذيل است «وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ» نحل: ٧٠ «قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ» شعراء: ١١١.
گفتند: آيا بتو ايمان بياوريم حال آنكه پليدترها از تو پيروى كردهاند.
جمع ارذل اراذل نيز آمده است «وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا ...» هود: ٢٧.
رزق: روزى. «كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ» بقره: ٦٠. راغب ميگويد:
رزق گاهى بعطاء دائمى اطلاق ميشود خواه دنيوى باشد يا اخروى و گاهى به نصيب و بهره و گاهى بغذائيكه وارد جوف ميشود گويند: شاه رزق لشكر را داد و دانش روزى من شده. طبرسى ذيل آيه ٣ بقره رزق را عطاى دائمى گفته و گويد آن نقيض حرمان است.
صحاح آنرا عطا و آنچه از آن نفع برده ميشود معنى كرده و گويد و گاهى بباران رزق اطلاق ميشود.
خلاصه آنكه رزق عطائى است كه از آن منتفع ميشوند خواه طعام باشد يا علم و يا غير آن.
در قرآن مجيد گذشته از معناى مشهور به نبوت و علم رزق گفته شده نحو «يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً ...» هود: ٨٨. و ايضا بباران نحو «هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آياتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ رِزْقاً» غافر: ١٣. و گاهى فقط بخوراك اطلاق شده مثل «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَ وَ كِسْوَتُهُنَّ ...» بقره: ٢٣٣.
چنانكه مىبينيم كسوت را از رزق جدا كرده است.
رازق تمام مخلوق اوّلا و بالذّات خداوند است چنانكه فرموده «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» ذاريات:
٥٨. مقدم شدن «هو» دليل حصر است