قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٦
ولى فرمايش طبرسى رحمه اللّه سخن پيشين ما را كه رحمن با اللّه مساوى استعمال شده است و مانند صفات ديگر خاصّ نيست رد نميكند دو شعر فوق در تفسير ابن كثير ذيل آيه بسمله نيز نقل شده است و نيز ابن كثير از ابن انبارى از مبرّد نقل ميكند كه رحمن عبرانى است و عربى نيست و از زجاج از احمد بن يحيى نقل كرده كه رحيم عربى و رحمن عبرانى است لذا ميان آندو در (بسمله) جمع شده است.
حبيب اللّه نوبخت در كتاب ديوان دين ص ١٠٣ از كتاب المزهر و اتقان سيوطى نقل نموده كه رحمن عبرى و معرّب رخمان است و در ص ١٢٩ ميگويد: كلمه رحمن چنانكه در كتاب المزهر آمده و نيز در ضمن معربات ابن نقيب، لغتى است معرّب و عبرى و نظير رخمان.
آيه ٦٠ سوره فرقان نيز مؤيد و يا دليل اين مطلب است «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً» كلمه «وَ مَا الرَّحْمنُ» اگر از روى عناد نباشد ميرساند كه آنها از رحمن بى اطلاع بودند و نميدانستند كه رحمن از نامهاى خداست در مجمع از زجاج نقل ميكند: كه رحمن نامى از نامهاى خداوند است و در كتب قبلى ذكر شده و (عرب) آنرا از نامهاى خدا نميدانستند بآنها گفته شد كه رحمن از نامهاى خداست.
در جريان صلح حديبيّه نقل شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعلى عليه السّلام فرمود:
بنويس بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*. سهيل بن عمرو و مشركان گفتند: ما رحمن را نمىشناسيم مگر صاحب يمامه (مسيلمه كذاب) بنويس: بسمك اللّهم. اين سخن نيز حاكى از عدم شناسائى آنها از رحمن است.
ابن كثير در تفسير بسمله گويد:
اين سخن را از روى عناد و لجاجت گفتهاند و گرنه رحمن در اشعارشان مذكور است آنگاه دو شعر گذشته را شاهد آورده است. الميزان گويد: