قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٥
معمولى باز ميدارد. و برخى از اشعار را رجز (بر وزن فرس) گفتهاند و آن از لرزيدن پاى شتر اخذ شده زيرا كه آن شعر متحرك و ساكن و باز متحرك و ساكن است مثل پاى شتر درد زده.
على هذا بعذاب. در قرآن مجيد از آن رجز اطلاق شده كه عذاب اضطراب مخصوص و يا سبب اضطراب و پريشانى است «أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ» سباء: ٥. براى آنهاست عذاب دردناكى از اضطرابى بخصوص «أَلِيمٌ» مرفوع و صفت «عَذابٌ» است «فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ» بقره: ٥٩. بر ستمگران عذابى از آسمان نازل كرديم.
«وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ» انفال: ١١. تا وسوسه و اضطرابى كه شيطان بدل شما انداخته از بين ببرد.
«وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ. وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» مدّثر: ٥. طبرسى فرموده «رجز» را ابو جعفر و حفص و يعقوب و سهل بضمّ راء و ديگران بكسر آن خواندهاند زمخشرى و جوهرى و بيضاوى نيز بدو جور خوانده شدن تصريح كردهاند.
آنگاه آنرا گناه، عذاب و بت معنى كردهاند زمخشرى گويد: آن عذاب است در مجمع از كسائى نقل شده كه رجز بكسر اول عذاب و بضم اوّل بت است. بيضاوى گفته: رجز بضم اوّل لغتى است در رجز بكسر اول يعنى هر دو بيك معنىاند.
ناگفته نماند بهتر است آنرا همان اضطراب معنى كنيم و از مدلول لفظ خارج نشويم آنوقت معنى چنين ميشود:
از اضطراب و ترديد بدور باش يعنى در پيشرفت دين ترديدى بخود راه مده و يقين كن كه تو بر حقى و موفّق خواهى بود و اين سخن امر باستقامت و دلگرمى است مثل «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ».
رجس: پليد. راغب آنرا شيىء قذر و پليد گفته در مجمع از زجاج نقل شده كه رجس نام هر كار تنفر آور است اقرب و صحاح نيز آنرا پليد گفته و از فراء نقل ميكند كه آن نظير