قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥٢
نقل شده
«فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ الْقُرْآنِ يُقَالُ لَهُ: اقْرَءْ وَ ارْقَ.
فَيَقْرَأُ ثُمَّ يَرْقَى ...».
مراتب و درجات بهشت بعدد آيات قرآن است باو (شيعه اهل بيت عليهم السلام) گفته ميشود:
بخوان و بالا رو. پس ميخواند و بالا ميرود. و نيز از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه: هر كه سورهاى از قرآن را فراموش كند در صورتى نيكو و درجهاى عالى در بهشت، براى او ممثّل ميشود، چون آنرا بيند گويد:
تو چيستى و چه زيبائى؟! ايكاش براى من ميبودى، ميگويد مرا نميشناسى؟
من فلان سوره هستم اگر فراموشم نميكردى باينجايت بالا مىبردم.
بنا بر اين علت تسميه سورههاى قرآن آنست كه هر يك را مقام و درجه بخصوصى است از درجات بهشت و يا درجه و مرتبهايست از واقعيات عالم.
«فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» بقره:
٢٣. «سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها» نور: ١. اين سورهاى است كه نازل كرده و معين نمودهايم. سوره (مثل صرد) جمع سوره است «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ ...» هود: ١٣.
سوط: شلاق كه از پوست بافند.
اصل آن بمعنى آميختن است و علّت اين تسميه آنست كه تارهاى شلاق بهم آميخته و مخلوط است (راغب) سوط بمعنى نصيب و شدّت نيز آمده است «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ» فجر:
١٣. گوئى بملاحظه پى در پى بودن عذاب «صب» آمده است و گرنه لازم بود بگويد «ضرب عليهم ربك سوط عذاب» اين كلمه يكبار در قرآن آمده است.
ساعة: جزئى است از اجزاء زمان (راغب) جوهرى آنرا وقت حاضر گفته است. آن در قرآن بمعنى مطلق وقت آمده خواه بسيار جزئى باشد مثل «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ» اعراف: ٣٤. و يا متعارف مثل «... الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ» توبه: ١١٧. و نيز از قيامت با آن تعبير آمده مثل «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ» قمر: ١. «إِن
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٣ ؛ ص٣٥٣