قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٥١
جهش. راغب گويد: وثوب مع علوّ.
در اقرب آمده «سَارَ الْحَائِطَ سَوْراً:
عَلَاه- صعد عليه» همچنين است تسوّر «وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ» ص: ٢١. آيا داستان خصم را دانستهاى كه از محراب بالا رفتند؟.
سور (بضم س) ديوار شهر را گفتهاند (حصار) «فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ» حديد: ١٣. ميانشان ديوارى و حائلى كه درب دارد زده شد. آن بمعنى ميهمانى نيز آمده و فارسى است در نهايه آمده كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله باصحابش فرمود
«قُومُوا فَقَدْ صَنَعَ جَابِرٌ سُوراً اى طَعَاماً يَدْعُو إِلَيْهِ النَّاسَ».
سوار (بكسر س) دستبند بقول راغب آن معرب دستوار است جمع آن در قرآن اسوره و اساور است «يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ ...» كهف: ٣١. «فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ» زخرف: ٥٣. طبرسى فرموده: فرعونيان چون مردى را برياست انتخاب ميكردند دستبند طلا بدستش و طوق طلا بگردنش ميكردند لذا فرعون گويد: اگر موسى پيامبر است چرا دستبندهاى طلا از طرف آسمان بوى انداخته نشده است.
سوره بمعنى مرتبه بلند است چنانكه طبرسى و راغب گفته و قول نابغه را شاهد آوردهاند:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَعْطَاكَ سُورَةً
تَرَى كُلَّ مُلْكٍ دُونَهَا يَتَذَبْذَبُ
طبرسى افزوده: آن از سُور البناء اخذ شده ... هر سوره از قرآن بمثابه درجه بلند و منزل عالى است كه قارء قرآن از يكى بديگرى بالا ميرود تا بآخر قرآن برسد.
راغب گفته علت اين تسميه آنست كه سوره مانند حصار بلد قرآنرا احاطه كرده و يا منزلتى است مانند منازل قمر. بعضى آنرا سؤره (با همزه) خواندهاند كه بمعنى بقيّه است گويا هر سوره قطعهاى است از قرآن كه جدا شده و باقى مانده است.
ولى قول طبرسى كاملا عالى و بجاست در كافى كتاب فضل القرآن در ضمن حديثى از موسى بن جعفر عليه السّلام