قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٢
اين تشبيه در «خشب» گذشت. در نهج البلاغه خطبه ٢٢٤ آمده
«فَاسْتَبْدَلُوا بِالْقُصُورِ الْمُشَيَّدَةِ ... الصُّخُورَ وَ الْأَحْجَارَ الْمُسَنَّدَةِ».
اين كلمه فقط يكبار در قرآن آمده است.
سندس: «وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ ...» كهف: ٣١.
سندس را ديباج نازك و استبرق را ديباج ضخيم برّاق گفتهاند و اين هر دو نكره است نميشود با ديباى دنيا مقايسه كرد و هر دو سه بار در قرآن آمدهاند:
كهف: ٣١- دخان: ٥٣- انسان: ٢١.
سنم: «وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ. عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» مطففين: ٢٧ و ٢٨.
تسنيم در اصل بمعنى بالا بردن است «سَنَّمَ الشَّيْءَ: رَفَعَهُ» و آن در آيه نام چشمه ايست در جوامع الجامع گفته:
علت اين تسميه آنست كه آن بالاترين شراب بهشت است و يا اينكه از فوق جارى ميشود (مثل آبشار) عينا منصوب است بجهت مدح يا حاليّت چنانكه گفتهاند ولى بنظر من مفعول فعل محذوف است و تقدير آن: اعنى عينا است و آن بيان تسنيم ميباشد براى توضيح بيشتر به «كافور» رجوع شود تسنيم فقط يكبار در قرآن يافته است.
سنّ: دندان. «وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَ بِالسِّنِ» مائده: ٤٥. در اقرب گويد: سنّ استخوانى است كه در دهان حيوان ميرويد ولى امروزيها ميگويند: سنّ چهار دندان مقدّم است سپس ناب و آنگاه اضراس است اين كلمه فقط دو بار در قرآن آمده است.
سُنّة: طريقه. رويه. «وَ إِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ» انفال: ٣٨.
يعنى اگر بعداوت اسلام و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برگردند طريقه گذشتگان يعنى طريقه و رويه خداوند درباره كفّار ديگر كه هلاكشان كرد، گذشته و روشن شده است. طبرسى گويد:
سنّت و طريقه و سيره نظير هماند.
دليل اينكه مراد از سنّت در آيه طريقه خداست آيات ذيل است كه صريحا بخدا نسبت داده شده است مثل «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ» احزاب: ٣٨ و