قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤١
وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ» شورى:
٢٩. ضمير «فِيهِما» بآسمانها و زمين راجع است و با قاطعيت تمام روشن ميشود كه در آسمانها جنبندگانى آفريده و پراكنده شدهاند و از جمله «عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ» بدست ميايد كه روزى ميان اهل زمين و آنها ارتباط بر قرار خواهد شد. اگر منظور از جمع، رسيدن آنها بيكديگر باشد.
آيات ديگر از قرار ذيلاند «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» رحمن: ٢٩. «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً» رعد: ١٥. «وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اسراء: ٥٥. كلمه «من» در اين آيات دلالت بر افراد عاقل و ذى شعور دارد و بخوبى روشن ميكند كه در آسمانها مانند انسان موجودات زنده و عاقل زندگى كرده و بخداى خود خضوع ميكنند و حوائج خويش از او ميخواهند بعيد است كه بگوئيم مراد از آنها ملائكه هستند كه ملائكه را خداوند مستقلا در آيات بيان فرموده است. روايات در اين زمينه بسيار است و ميشود براى ديدن آنها به هيئت و اسلام هبة الدين شهرستانى رجوع كرد. وانگهى بعيد بنظر ميرسد كه خدا اينهمه آسمانها را بيافريند و موجود زنده فقط در زمين باشد كاوشهاى علمى در اين باره جريان دارد و بزودى باين حقيقت پى خواهند برد.
سنبل: خوشه. «كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ...» بقره: ٢٦١. جمع آن سنابل و سنبلات است مثل «وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ» يوسف: ٤٣. سنبله براى مفرد و سنبل براى مطلق است.
سند: «وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ» منافقون: ٤.
سند (بفتح س- ن) بمعنى تكيهگاه است مثل ديوار و ستون. مسنّدة:
تكيه داده شده يعنى: اگر چيزى گويند بسخن آنها گوش فرا دهى گويى آنها چوبهاى تكيه داده بديواراند، علّت