قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤
خداوند و در يك محل صفت حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله آمده است و آن آيه ١٢٨ توبه است كه فرموده «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ».
آياتيكه رءوف در آنها توأم با رحيم آمده است عبارتاند از «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ» بقره: ١٤٣ و توبه: ١١٧، نحل: ٧ و ٤٧، حج: ٦٥، نور: ٢٠، حديد: ٩، حشر: ١٠.
در اين آيات باحتمال قوى مراد آنست كه خداوند بعموم اعمّ از گرفتار و غير آن مهربان است ناگفته نماند در «رحم» خواهد آمد كه رأفت خدا بمعنى تأثر و رقّت قلب نيست چنانكه در بشر است و رأفت خدا همان نعمتهاى خداست كه خوان كرمش براى عموم گسترده است و از رأفت بزرگش هدايت خلق بوسيله فطرت و پيامبران است.
رأى: ديدن. دانستن. نگاه كردن «فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي» انعام: ٧٦. يعنى چون شب او را فرا گرفت ستارهاى ديد گفت:
اين پروردگار من است.
«فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ» يوسف: ٢٨.
ارباب ادب گفتهاند: چون رأى بدو مفعول متعدى شود بمعنى علم آيد نحو «وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» سباء: ٦.
«الَّذِي أُنْزِلَ» مفعول اول و «هُوَ الْحَقَّ» مفعول دوم «يَرَى» است يعنى: آنانكه دانش داده شدهاند ميدانند آنچه بتو نازل شده حق است و مثل «إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً» كهف: ٣٩.
ياء محذوف، مفعول اول و «أَقَلَّ ...» مفعول دوم آن است يعنى: اگر مرا از خودت در مال و ولد كمتر ميدانى.
و چون با الى متعدى شود معنى نگاه كردن ميدهد كه موجب عبرت باشد (مفردات) نحو «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ» بقره: