قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٥
آن شناخته شده است.
قرآن مجيد آنرا هفت طبقه كرده است ميشود گفت: مراد قرآن همين پنج طبقه است كه هفت شمرده و ميشود گفت: هنوز طبقات ديگرى كشف نشده است.
در قرآن كريم مجموعات هشت بار «سَبْعَ سَماواتٍ» آمده است دقت در آنها نشان ميدهد كه همه در وسط هماند مثل لايههاى پياز و همه از يك طبقه گاز غليظ آفريده شده و مراد از همه طبقات جوّ زمين است. اينك آيات:
١- «أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً. وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً» نوح:
١٥- ١٦. «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً» ملك: ٣.
از اين دو آيه سه مطلب بدست ميايد: آسمانها هفتاند. آنها طبقه طبقه توى هماند. ماه در ميان آنها نور است. بايد دانست آسمانها و اجرام و كهكشانهاى سماوى بيشمار است.
ناچار بايد بگوئيم: مراد از اين هفت آسمان، آسمانهاى بخصوصى است.
از طرف ديگر نور ماه چندان امتداد مهم ندارد و يقينا باجرام دور و كهكشانهاى بى شمار نميرسد چنانكه ما با چشم عادى ماه مريخ و ماههاى مشترى و غيره را نمىبينيم. نور ماه ما نيز بآنها نميرسد و حد اكثر ميتوان گفت كه نور ماه در منظومه شمسى قابل رؤيت است و خارج از منظومه قابل رؤيت نيست. مثلا در شعراى يمانى كه پانصد هزار برابر فاصله خورشيد از زمين دور است و در ستارگانى كه ٤٥٠٠٠ سال نورى مثلا از زمين فاصله دارند چطور ممكن است نور ماه ديده شود.
پس اينكه فرموده: «جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً» كدام هفت آسمان است كه ماه در ميان آنها نور است و نورش در آنها مرئى است. پس حتما اين هفتگانه غير از آسمانهاى ديگر است.
نور ماه در طبقات هوا مرئى است و قهرا مراد از آنها همين طبقات است.