قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٤
آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ...» مائده: ٤١. يعنى بسيار گوشگير و گوش فرادهاند براى اينكه بشنوند و درباره تو دروغ گويند و گوشگير و جاسوسند براى قوم ديگر كه پيش تو نيامدهاند (ميخواهند كلام تو را بآنها برسانند) اين سه بار در قرآن است: مائده: ٤١ و ٤٢.
«وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ ...» نساء: ٤٦. جمله «اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ» را بشنو شنوا نباشى. و بشنو گفتهات مقبول نيست معنى كردهاند چنانكه در مجمع و اقرب گفته است. يعنى فهميديم ولى فرمان نبرديم. بشنو خدا شنوايت نكند.
(نعوذ باللّه).
«لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ ...» كهف: ٢٦. طبرسى و زمخشرى گفتهاند: اين دو صيغه براى تعجّب است و بجاى «ما ابصره و ما أَسْمَعَهُ» ميباشد و ذكر تعجب براى تعظيم علم و بصيرت خداوند است.
يعنى نهان آسمانها و زمين براى اوست چه بينا و شنواست. همچنين است آيه ٣٨ مريم كه گذشت.
«لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ» صافات: ٨.
«يَسَّمَّعُونَ» با تشديد و تخفيف هر دو خوانده شده و اصل آن يتسمّعون از باب تفعّل است و تسمّع بمعنى استماع است يعنى قادر باستماع ملاء اعلى نيستند و از هر سو زده و رانده ميشوند.
«وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ ...
وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ. وَ ما يَنْبَغِي لَهُمْ وَ ما يَسْتَطِيعُونَ. إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ... هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ. تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ. يُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ» شعراء ١٩٢- ٢٢٣.
سمع اول بمعنى شنيدن است يعنى شياطين از شنيدن كلمات ملائكه ممنوعاند. و سمع دوم بمعنى مسموع است يعنى شياطين مسموع خود را بدروغگويان القاء ميكنند و اين نشان ميدهد كه شياطين با وجود رانده شدن