قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٥
و عقلشان يقين كرد علت انكارشان ستم و برترى جوئى بود.
موسى در مقابل انكار فرعون ميگويد «لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ بَصائِرَ وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً» اسراء ١٠٢ ميدانى كه اين آيات را پروردگار آسمانها و زمين نازل كرده، اى فرعون:
من تو را هلاك شده ميدانم.
آرى فرعون ميدانست كه موسى حق است عقلش تسليم شده بود از روى خود پسندى و جاه طلبى تسليم قلبى نداشت، ميدانست ولى خاضع نبود مثل معاويه عليه لعائن اللّه كه امير المؤمنين صلوات اللّه و سلامه عليه را بيشتر از ديگران مىشناخت. ولى خاضع نبود. هم خود را بدبخت كرد و هم ديگران را.
درباره اختلاف اهل كتاب و قبول نكردن اسلام، مكرر در آيات ميخوانيم كه ميدانستند قرآن حق و اسلام همان دين موعود است ولى در اثر حسد حاضر بتسليم نشدند «وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ ...» آل عمران:
١٩. و در جاى ديگر فرموده: آنها پيامبر اسلام را همانطور ميشناسند كه پسران خود را و عدّهاى از آنها حق را ميدانند و نهان ميدارند «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» بقره: ١٤٦. رجوع شود به «خلف» و بقيه مطلب در «كفر» خواهد آمد.
تسليم سوّم، تسليم قلب است و آن همان انقياد و مطيع بودن است كه توأم با ايمان و عمل است.
ناگفته نماند علت تسليم نشدن قلب پس از تسليم عقل، سه چيز است:
حرص، تكبر، حسد. لذا در روايات اسلامى نقل شده: گناهان اولى سه گناهند از آنها بپرهيزيد حرص همان است كه آدم را بخوردن شجره منهى وا داشت. شيطان از روى تكبر بر آدم سجده نكرد. پسر آدم از روى حسد برادر خويش را بكشت.