قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٠
(س) و كسر آن خواندهاند ولى در قرآنها بكسر است. آيه ما قبل و ذيل آيه شاهد است كه آن بمعنى تسليم شدن بفرمان حق و در اخبار شيعه بمعنى ورود بولايت اهل بيت عليهم السلام تفسير شده است.
سلم (بفتح س، ل) بمعنى اطاعت و انقياد است «وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ ...» نحل: ٨٧. يعنى آنروز بخدا تسليم و منقاد ميشوند. آن چهار بار در قرآن آمده: نساء آيه ٩٠ و ٩١. نحل آيه ٢٨ و ٨٧.
سلم (بر وزن عقل) مسالمت و صلح و سازش «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ...» انفال: ٦١. اگر كفار مايل بسازش و صلح شدند تو هم مايل باش و توكّل بخدا كن سخن ما را درباره اين آيه در «قتل» مطالعه كنيد.
سلّم (بضم س و تشديد لام) نردبان. خواه از چوب باشد و يا از سنگ و غيره علت اين تسميه آنست كه تو را بآنچه ميخواهى تسليم ميكند و ميرساند (اقرب) «وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ ...» انعام: ٣٥. اعراض مشركان بر آنحضرت گران ميامد خدا در رفع آن فرمايد: اگر اعراض آنها بر تو گران باشد اگر بتوانى منفذى در زمين بيابى يا نردبان و وسيله بالا رفتن بآسمان پيدا كنى و آيهاى براى آنها بياورى كه وادار بايمانشان كند نتوانى آورد چون خدا خواسته ايمان و كفر با اختيار باشد نه با اجبار.
سلّم دو بار در قرآن آمده: انعام:
٣٥، طور: ٣٨.
تسليم: يكدفعه بمعنى سلام كردن است مثل «فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً طَيِّبَةً ...» نور: ٦١. يعنى باهل خانه سلام كنيد كه مسلمانان بحكم يك جسداند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» احزاب:
٥٦.
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٣ ؛ ص٣٠١