قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٧
عَلى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً طَيِّبَةً ...» نور: ٦١. «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ» يس: ٥٨. اين سلام قولى از جانب خداوند است كه باهل بهشت اعلام ميشود و ميدانند كه پيوسته در سلامت و امن خواهند بود ممكن است مراد از آن قول ملائكه باشد كه باهل بهشت گويند «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» رعد: ٢٤. چون سلام ملائكه با اجازه خداست لذا در سوره يس سلام خدا خوانده شده است. و ممكن است بگوئيم: خداوند صدا خلق ميكند و اهل بهشت ميشنوند مثل وحى بموسى در طور سيناء.
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً ...» نساء: ٩٤.
ظاهرا مراد از آن سلام قولى است چنانكه در سبب نزول آيه نقل شده كه اسامة بن زيد و يارانش مردى را كه اسلام آورده بود و بآنها سلام داد و شهادتين گفت كشتند و گوسفندانش را بغنيمت گرفتند. در نتيجه آيه فوق نازل شد. «وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» فرقان: ٦٣. ممكن است سَلاماً مفعول فعل محذوف باشد يعنى «نطلب منكم السَّلَامَةَ» و شايد صفت محذوف باشد يعنى «قالوا قولا سَلَاماً» (راغب).
«سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ ...
سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ ... سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ ... سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ ... وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ» اين آيات از آيه ٧٩ صافات تا آيه ١٨١ واقعاند. و در ما قبل هر دو آيه اول و آيه چهارم اين آيه هست «وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ» اينها سلام و تحيّت قولى است از جانب خدا و اثر واقعى و خارجى دارد آيه پنجم شامل تمام مرسلين است و آيه اول درباره نوح عليه السّلام از همه وسيع است كه در آن لفظ «فِي الْعالَمِينَ» هست. مراد از آن عالم بشر و يا عالم جن و انس و ملائكه است. و ظاهرا عالم بشر و ادوار بشرى مراد باشد.
بنظر ميايد «فِي الْعالَمِينَ» حال