قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٣
يعنى حجّت و دليل و يا تسلّطى كه در دنيا داشتم از من فوت شد و رفت.
ناگفته نماند سلطان در قرآن فقط بدو معناى دليل و تسلّط آمده و در معناى شاه، خليفه، والى، فرمانده بكار نرفته است. جوهرى تصريح ميكند كه آن در اين معنى مجمع بسته نميشود زيرا كه جارى مجراى مصدر است.
اطلاق آن بر حكومت و خليفه و فرمانده باعتبار تسلّطى است كه آنها دارند چنانكه در نهج البلاغه و صحيفه سجّاديه و غيره آمده است. جمع آن باين اعتبار سلاطين است در اقرب گفته: اطلاق سلطنت بر حكومت و پادشاهى از كلام مولدين است.
سلف: (بفتح س- ل) گذشته. و گذشتن مصدر و اسم هر دو آمده است (اقرب) «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ ...» بقره: ٢٧٥.
«فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلًا لِلْآخِرِينَ» زخرف: ٥٦. آنها را گذشتگان و مايه عبرت براى ديگران كرديم.
«وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ ...» نساء: ٢٢.
استثناء از لازم كلام سابق است يعنى اگر در گذشته زنان پدرانتان را نكاح كرده بوديد براى شما گناهى نيست ديگر اين كار را نكنيد نه اينكه اگر پيش از نزول اين آيه نكاح كردهايد حق داريد كه نگاه داريد در مجمع گويد بعضى گفتهاند: آنكه قبل از نزول آيه گرفتهايد جايز است آنرا نگاه داريد. آنگاه از بلخى نقل ميكند كه اين خلاف اجماع است و از دين محمد صلّى اللّه عليه و آله چنين چيزى دانسته نشده است.
بيضاوى نيز استثنا را از لازم معنى دانسته ولى طبرسى آنرا منقطع گفته است يعنى: لكن آنكه گذشته گناهى ندارند ولى معنى آن بنظر ما و بيضاوى اين است: نكاح زنان پدران گناه است مگر آنكه پيش از نزول اين آيه باشد.