قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٢
روشن كنيم كدام شخص بآخرت ايمان مياورد و كدام در شك است و اهميت نداده و از دعوت شيطان پيروى ميكند و بتصريح اين آيه تسلّط شيطان يك آزمون است. و ايضا روشن ميكند كه ظنّ شيطان درباره اطاعت از وى درست در آمده است.
«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ... إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» حجر: ٣٩- ٤٢. از اين آيات نيز روشن است كه تسلّط شيطان فقط بر تزيين اعمال قبيح است كه در اثر آن مردم اغوا ميشوند و ظاهرا غرض نفى چنين تسلّطى است و گرنه عباد مخلصين را نيز دعوت ميكند ولى دعوت و تزيين او كارگر نميشود.
شيطان در اين آيه فقط عباد خالص را استثنا كرده كه عبارت از انبيا و ائمّه و اوصيااند ولى ظاهر «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» آنست كه تسلّط بر بندگان مؤمن نيز ندارد و آنها هم از وى پيروى نميكنند و در صورت اشتباه فورا جبران مينمايند «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» اعراف: ٢٠١.
مورد تصديق قرآن در تسلّط شيطان فقط «إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ» است آيات ذيل اين مطلب را تأييد ميكند:
«فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ. إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ. إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ» نحل: ٩٨- ١٠٠. آنانكه ايمان آورده و كار خود را بخدا واگذار نمودهاند شيطانرا بر آنها تسلّطى و دعوتى كه سبب اغوا شود نيست.
در سوره اسراء نيز مقدارى از دعوت و اغواء او را بيان فرموده سپس ميفرمايد: «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا» اسراء: ٦٥. رجوع شود به «شيطان».
«هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ» حاقة:
٢٩. در مجمع از زجاج نقل كرده كه ها در اين كلمه براى وقف است