قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٢
مسافرت را از آن جهت سفر گويند كه اخلاق مردم در آن آشكار ميشود طوريكه در غير آن آشكار نميشود (مجمع ذيل آيه ١٨٤ بقره).
«فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ...» بقره ١٨٤.
جمع سفر اسفار است مثل «فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا ...» سباء: ١٩.
سفر (بكسر س) كتاب و نامه است كه حقائق و مطالب را روشن و آشكار ميكند جمع آن اسفار است «كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ...» جمعه: ٥. چنانكه راغب گفته است.
طبرسى نيز علت تسميه را چنين بيان فرموده.
سفير بمعنى فرستاده و نماينده است راغب علت تسميه آنرا كشف و ازاله وحشت از بين قوم ميداند و آن فعيل بمعنى فاعل است. ولى ظاهرا علت تسميه همان اظهار و كشف مطالب باشد كه سفير مطالب را آشكار ميكند جمح آن سفراء است مثل فقيه و فقهاء و آنرا مصلح ميان قوم نيز گفتهاند. سافر بمعنى كاتب و نويسنده است جمع آن سفره مثل «بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ» عبس: ١٥ و ١٦.
اسفار (بكسر الف) روشن شدن و آشكار گشتن است «وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ» مدّثر: ٣٤. قسم بصبح آنگاه كه روشن و آشكار شود «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ. ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ» عبس: ٣٨ و ٣٩.
چهرههائى در آنروز روشناند. خندان و شادماناند. (اللهم اجعلنا منهم).
«كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ. فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ. فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ. مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ. بِأَيْدِي سَفَرَةٍ. كِرامٍ بَرَرَةٍ» عبس: ١١- ١٦.
مراد از «سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ» نويسندگان محترم مطيع. كداماند؟ و «صُحُفٍ» چيست؟
گفتهاند مراد ملائكه نويسندهاند كه آمده «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ. كِراماً كاتِبِينَ» انفطار: ١٠ و ١١. و نيز گفتهاند:
سفيران وحى و پيامبرانند. و ايضا از قتاده نقل شده كه: قارئان قرآناند آنانكه قرآنرا ميخوانند و مينويسند.