قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥
گناهانى كه در گذشته واقع شده و در آينده واقع خواهد شد. و بعبارت اخرى: گناهانى كه از مدتها قبل واقع شده و گناهانى كه تازه انجام گرفته است. اين سخن كاملا طبيعى است و احتياج بآن تأويل ركيك ندارد كه بگوئيم: يعنى گناهان گذشته را مىبخشد و توفيق ميدهد كه در آينده گناه نكنى.
در روايت نيز كه اين تعبير آمده باشد بنا بر احتمال فوق گناهان دور و نزديك مراداند. اين احتمال را خداوند ببركت قرآن بر من الهام فرموده و در جاى ديگر نديدهام.
ثانيا در آيات ديگر نيز بحضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نسبت ذنب داده شده كه لازم است دقت شود مثل «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ» غافر:
٥٥ بنظر ميايد مراد از اين ذنب خيالاتى است كه درباره توفيق و پيشرفت اسلام بقلب مبارك آنحضرت راه مييافت كه آيا اين دين پيش ميرود؟ لذا خدا فرموده: صبر كن وعده خدا حق است و براى گناهت كه در دل تو رفت و آمد ميكند استغفار كن. نظير اين سخن آيه ٢١٤ بقره است كه ميگويد: «مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ» ميفرمايد بهنگام بأساء و ضراء متزلزل شدند تا جائيكه رسول و مؤمنان گفتند: يارى خدا كى خواهد آمد. اين گرچه حكايت حال گذشتگان است ولى چون خطاب بمؤمنين است حكايت از حال آنها نيز دارد و آنگهى رسول من حيث هو بتصريح آيه چنين حال را دارد و آن شامل حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله هم ميشود.
در آيه ديگر آمده «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ» محمد: ١٩ شايد مراد از اين ذنب نيز همان تنگى سينه آنحضرت باشد كه فرموده: «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ» هود: ١٢ و نيز فرموده «كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ» اعراف: ٢ در سوره يوسف آيه ١٠٩