قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٧
٢٨ و ٢٩. در «خضد» گفته شد كه آن بمعنى خم شده و يا بى خار است در اين صورت سدر مخضود درخت بى خار يا درختيكه شاخههايش از كثرت ميوه خم شده است. آيه درباره بهشت و سدر نكره است يعنى سدر بخصوصى كه نميشود با سدر دنيا مقايسه كرد.
مراد از آيه ظاهرا ميوه سدر است زيرا كه راجع بسايه در آيه بعدى آمده فرموده «وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ».
«وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى. عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى. عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى. إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى. ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى» نجم: ١٣- ١٧. سدره واحد سدر است ضمير «رَآهُ» ظاهرا بجبرئيل راجع است يعنى آنحضرت جبرئيل را ديد «منتهى» يعنى آخر و شايد اسم مكان باشد يعنى محل تمام شدن. معنى آيات چنين است: رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جبرئيل را دفعه ديگر كه نازل ميشد ديد و آن در كنار سدرة المنتهى بود. بهشت جايگاه يا بهشت ابدى در نزد همان سدره است، چشم آنحضرت در ديدن جبرئيل اشتباه نكرد و منحرف نشد.
از آيات همين قدر استفاده ميشود كه سدرة المنتهى محلى است و يا درختيكه كه در انتهاء واقع شده. اما انتهاء چه چيز؟ معلوم نيست. ايضا چه چيز سدره را مىپوشاند؟ روشن نيست.
در بعضى آيات مراد از جَنَّةُ الْمَأْوى بهشت آخرت است مثل «فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى نُزُلًا بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» سجده: ١٩. بقرينه اين آيه مراد از جَنَّةُ الْمَأْوى بهشت آخرت است.
و اگر سدرة المنتهى در آسمان باشد چنانكه از «عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى» بدست ميايد پس در اين صورت آيه در معراج آنحضرت تقريبا صريح است.
در الميزان گويد: از آنچه گذشت روشن گرديد كه ارجاع ضمير «رَآهُ» بخدا صحيح است و مراد از آن رؤيت قلب است و مراد از نَزْلَةً أُخْرى نزول آنحضرت است در معراج بكنار سدرة المنتهى يعنى آنحضرت در اثناى