قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٠
«إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ» قمر:
٣٤.
ناگفته نماند آياتيكه جريان رفتن آل لوط را بيان ميكنند در آنها هست كه فرشتگان گفتند: تو با خانوادهات پاسى از شب گذشته برويد «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ...» هود: ٨١. در اينصورت ميتوان گفت كه آنها در شب رفته و طرف صبح از منطقه خطر گذشتهاند لذا فرموده «نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ».
«وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ» آل عمران: ١٧. «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» ذاريات:
١٨. اسحار جمع سحر است آيات از استغفار در سحرگاهها حكايت ميكند كه بهترين وقت براى ياد خداست خوشا بحال آنانكه در آن اوقات مبارك با خداى خود راز و نياز دارند.
سحور طعامى است كه در آنوقت تناول شود و تسحّر خوردن آنست (راغب).
سحق: (بضمّ س) دورى و بفتح آن بشدّت كوبيدن و از بين بردن است در اقرب گويد «سَحَقَهُ سَحْقاً:
دَقَّهُ أَشَدَّ الدَّقِّ» صحاح گويد:
«السُّحْقُ الْبُعْد» «فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ» ملك: ١١.
«سُحْقاً» مفعول است بفعل محذوف أَسْحَقَهُمْ اللَّهُ سُحْقاً يعنى: دورى باد از رحمت خدا باهل سعير «وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ» حج: ٣١. سحيق بمعنى مسحوق و مكان دور است يعنى هر كه بخدا شرك ورزد گوئى از آسمان افتاده و مرغ (لشخوار) او را بسرعت ميگيرد و يا باد بمكان دورش ميبرد يعنى رشتهاش از خدا بريده و بخود وا گذاشته است.
إسحق: عليه السّلام فرزند حضرت ابراهيم از پيامبران مشهور، نام مباركش هفده بار در قرآن مجيد آمده است آيه «وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ ...» بقره: ١٣٦. و «وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ...» نساء: ١٦٣. و غيره مقام