قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢١
راه رفتن است. و بطور مجاز در غير آن بكار ميرود مثل «ما سَبَقُونا إِلَيْهِ- ... سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ» يعنى نافذ شد و گذشت و بطور استعاره در احراز فضيلت بكار ميرود نحو وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ آنانكه بوسيله اعمال صالحه برحمت و جنت خدا پيشى گرفتهاند.
استباق بمعنى مسابقه و پيشى گرفتن بر يكديگر است مثل إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ يوسف: ١٧. و استفعال براى آن است كه هر يكى پيش افتادن را ميخواهد.
مسبوق: پيشى گرفته شده و قهرا بمعنى مغلوب و عاجز است وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ. عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ واقعة: ٦٠ و ٦١. ما مغلوب و عاجز نيستيم از اينكه ديگران را بجاى شما بگيريم.
أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ اعراف: ٨٠.
اين آيه و آيه ٢٨ عنكبوت درباره قوم لوط است و روشن ميكند كه لواط اولين بار در قوم لوط پيدا شده است.
فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً. فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً نازعات: ٤ و ٥. مراد از سابقات ظاهرا ابرهاى حامل باران است و يا غرض نحوه خاصّى از نيروهاى جهان است كه در «دبر» تفصيلا گفته شد.
فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ما كانُوا سابِقِينَ عنكبوت: ٣٩. در زمين خود پسندى كردند و بر خدا غالب نبودند يعنى خدا را نميتوانستند عاجز كنند.
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ توبه: ١٠٠.
قرائت مشهور در «الْأَنْصارِ» با كسر است كه عطف بر مهاجرين باشد ولى يعقوب آنرا با رفع خوانده است و عطف بر سابقون است در اين صورت حكم «رَضِيَ اللَّهُ» بر عموم انصار شامل است نه بر نخستين آنها. در مراد از سابقون اختلاف است گفتهاند: منظور