قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٤
باشد ولى تعلّق تسبيح بر اسم شايد جهت ديگرى داشته باشد و آن اينكه همانطور كه در حق تعالى از لحاظ معبوديّت و خالقيّت شريك قائل شدهاند در اسماء اللّه نيز الحاد كردهاند چنانكه فرموده وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ اعراف: ١٨٠.
الحاد و لحد بمعنى ميل است يعنى خدا را با نامهاى نيكش بخوانيد و از كسانيكه در نامهاى خدا از حق و واقعيت منحرفاند كنار شويد.
الحاد در نام خدا آنست كه نام خدا را بچيزهاى ديگر نسبت دهيم مثلا بگوئيم خالق شرور اهريمن است و نسبت خلقت و اهلاك را بماده و دهر بدهيم كه ميگفتند وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ... جاثية: ٢٤. و يا علم و قدرت و اراده و ساير صفات خدا را مثل علم و قدرت افراد بشر بدانيم.
الميزان ذيل آيه ١٨٠ اعراف از معانى الاخبار نقل كرده كه حضرت صادق عليه السّلام در حديثى فرمود: براى خدا شبه و مثل و عدل نيست اسماء حسنى براى خداست ديگرى با آنها خوانده نميشود اسماء حسنى آنست كه خدا در كتاب خود بيان داشته و فرموده فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ الحادشان از روى جهل است ملحد ندانسته كافر ميشود گمان دارد كه كار خوب ميكند آنست قول خدا وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ آنها در نامهاى خدا الحاد ميكنند بدون علم. و نامهاى خدا را در غير موضع آن ميگذارند.
على هذا مراد از آيات تسبيح اسم آنست همانطور كه خدا را منزه ميدانى اسماء خدا را نيز منزّه بدان و بكسى نسبت مده و يا مانند اوصاف ديگران مدان.
ناگفته نماند: نگارنده باين مطلب از كلام بيضاوى و زمخشرى كه در ذيل آيه اوّل سوره اعلى گفتهاند پى بردهام و آنرا مفصّل كردهام ولى آنها بآيه ١٨٠ سوره اعراف اشاره ننمودهاند.