قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٣
گفته «التَّسِّبِيحُ التَّنْزِيهُ».
(سُبْحَانَ) بقول طبرسى اسم مصدر و بقول راغب مصدر است مثل غفران و معنى آن تسبيح است و نصب آن چنانكه گفتهاند براى مفعول مطلق بودنست. صحاح و قاموس و اقرب گفته است: معنى سُبْحانَ اللَّهِ* يعنى خدا را از بدى بطور كامل كنار ميدانم «أُبَرِّئُ اللّهَ مِنَ السُّوءِ بَرآءَةً».
سُبَحَانَ اللَّهِ و سُبَحَانَكَ بتصريح اهل لغت گاهى براى تعجب آيد مثل قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا اسراء: ٩٣. سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ نور: ١٦.
تسبيح در قرآن بنفسه متعدى شده مثل سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى اعلى:
١. و نيز با باء مثل فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ واقعة: ٧٤. و ايضا با لام نحو سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...
حديد: ١. چون «سَبِّحِ» در آيه اوّل متعدى بنفسه است ميدانيم كه در آيه دوّم باء براى تعديه است زيرا با هم فرقى ندارند لذا بايد آنرا بمعنى استعانت و ملابست نگرفت الميزان نيز احتمال تعديه را داده است.
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ در اين دو آيه همچنين در آيه ٩٦ واقعة و ٥٢ حاقّه. امر بتسبيح اسم پروردگار شده بر خلاف آيات ديگر كه تسبيح ذات پروردگار است مثل وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا احزاب:
٤٢. وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا انسان:
٢٦. و آيات ديگر.
گفتهاند: مراد از اسم، مسمّى يعنى ذات حق تعالى است و گفتهاند: مراد از ذكر اسم، تعظيم مسمّى است و نيز گفتهاند مراد از اسم، ذكر است و گفتهاند: تنزيه اسم تنزيه مسمّى است.
ناگفته نماند مراد از تسبيح اسم قطعا تسبيح مسمّى است و در ذكر اسم مسمّى چنان مجسّم است كه اصلا توجّهى باسم نيست آنگاه كه يا اللّه و سبحان اللّه ميگوئيم توجّه فقط بذات پروردگار است و بالف و لام و هاء اللّه ابدا توجّهى نيست و تسبيح اسم جز تسبيح مسمّى چيز ديگر نميشود