قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٣
آيه دوم چنين است وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ.
لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ خالِدِينَ كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلًا فرقان:
١٦. ظاهرا مراد از مسئول بودن حتمى بودن وعده است كه خدا بر خود اين عمل را واجب فرموده است بعضى از بزرگان فرموده است: اين وعده از خدا بوسيله ملائكه خواسته شده وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ ...
مؤمن: ٨. و نيز مؤمنان خواستهاند.
ولى ظاهرا اين كلمه حتمى بودن آنرا ميرساند چنانكه گفتيم.
سأم: ملالت: و دلتنگى قاموس گويد «سَئِمَ الشَّيْءُ: مَلَّ» راغب گويد:
آن ملالت است از آنچه بودنش مفصل باشد وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ ... بقره:
٢٨٢. از نوشتن قرض ملول نباشيد.
لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ ...
فصلت: ٤٩. درباره ملائكه آمده يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ فصلت: ٣٨. ملائكه از كثرت تسبيح خدا ملول و ناراحت و دلتنگ نميشوند. در نهج البلاغه خطبه ٢٥ آمده
«وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي».
ملولشان كردم و ملولم كردند.
سباء: لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ ... سباء: ١٥. وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ نمل: ٢٢. اين كلمه كه دو بار بيشتر در قرآن نيامده نام قومى بود كه سليمان بديارشان لشكر كشيد و در اثر نافرمانى از دستور پيامبران سدّشان شكست و خانه ويران شدند.
درباره لشكر كشى سليمان خبريكه هدهد بوى آورد چنين ميخوانيم:
وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ. إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ. وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ ... نمل:
٢٢- ٢٤.
از اين آيات بدست ميايد كه قوم سباء داراى حكومت بودند و زنى بر آنها سلطنت ميكرد و نيز آفتاب- پرست بودهاند. و از ما بعد آيات روشن ميشود كه ساز و برگ قوى