قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٠
نشناسد پيوسته از او ميخواهد و از او استمداد ميكند و وسائليكه او مقرّر داشته مورد استفاده قرار ميدهد.
چنانكه فرموده «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» فاطر: ١٥. همچنين است آيه «وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ» فصلت: ١٠.
سؤال عقوبت
در بسيارى از آيات قرآن سؤال بكار رفته ولى پيداست كه مراد سؤال استخبار نيست كه از چيز مجهولى سؤال شود مثل «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» صافات: ٢٤. «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ» حجر: ٩٢ و ٩٣. «تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ» نحل: ٥٦. «أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ» زخرف: ١٩.
بنظر ميايد كه سؤال در اين آيات سؤال عقوبت و مورد مؤاخذه واقع شدن است. بعبارت ديگر اين سؤال براى دانستن مطلب مجهول نيست بلكه سؤالى است كه طرف در مقابل وامانده و محكوم شود و مستحق عقوبت بودنش روشن گردد.
عدم سؤال از گناه گناهكاران
در بعضى از آيات هست كه از گناه گناهكاران سؤال نميشود مثل «فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ» رحمن: ٣٩. ظاهرا مراد از سؤال در اين آيه سؤال استخبار است چون روز قيامت تمام اسرار ظاهر ميشود بد كار و نيكو كار از هم شناخته ميشوند ديگر احتياج بسؤال از اينكه تو چكاره بودهاى نيست چنانكه فرموده «يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ ...» رحمن: ٤١.
وقتيكه مردم با علائم خود شناخته شدند ديگر بسؤال احتياج نيست و نيز آيه «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» طارق: ٩.
صراحت دارد كه روز قيامت نهانها آشكار شود.
بعضى از بزرگان نفى سؤال را در اين آيه نظير سؤال «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» دانسته و فرموده: قيامت مواقف بسيار دارد در بعضى سؤال واقع ميشود و در بعضى نه ... ولى احتياج بآنچه فرموده نيست زيرا آيات