قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٩
اثبات است. اين هشام در معنى اين قول را از زمخشرى نقل كرده است.
سؤال: طلب. خواستن. (اقرب) راغب گويد:
سؤال اگر راجع بدانستن چيزى باشد هم بنفسه متعدى ميشود و هم با حرف جارّ و با حرف «عن» بيشتر است مثل «وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ...» اسراء: ٨٥. «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ ...» بقره: ١٨٩. «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ» بقره: ٢١٧. و مثل «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» معارج: ١. كه با باء متعدى شده و نحو «يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ» ذاريات: ١٢. كه بنفسه متعدى شده است. و نحو «فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ...» هود: ٤٦.
و چون سؤال خواستن مال باشد بنفسه و با «من» متعدى ميشود «وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ...» ممتحنه:
١٠. ناگفته نماند: مراد در آنچه گفته شد متعدى شدن بمفعول دوم است و «به» بمفعول اوّل هميشه بنفسه متعدى ميشود.
سؤل بمعنى خواسته است (قاموس) «قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى» طه:
٣٦. فرمود: اى موسى خواسته تو داده شد. موسى از خدا خواست كه هرون را كمك و يار و شريك وى قرار دهد آيه فوق در جواب آن است.
تسائل بين الاثنين است بعضى از بعضى خواستن «وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ» صافات: ٢٧.
[سؤال فطرت]
سؤال ممكن است در خواستن فطرت و احتياج واقعى بكار رود مثل «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها ...» ابراهيم:
٣٤. پيداست كه بشر اين همه نعمتها را از خدا نخواسته است بلكه مراد آنست: هر كه از خورشيد و زمين و ماه و درياها و هزاران چيزهاى ديگر در زندگى احتياج داشتيد و بزبانحال و زبان فطرت خواستار بوديد داده است.
همچنين است آيه «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» رحمن: ٢٩. بشر كه ذاتا يكپارچه فقر و احتياج است خدا را بشناسد يا