قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٥
در شب بجاى تاريكى نگاه كند و اشباهى در نظرش مجسّم شود بعضى از بزرگان «زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ» را تشبيه بحال محتضر داشته و زيغ ابصار را ميل چشم در حال احتضار و بلوغ قلوب را رسيدن روح بحلقوم گفته است.
ولى ظاهرا كنايه نباشد بلكه چشمها از كثرت ترس باشتباه رفت و دلها در سينهها بالا آمد.
آيه دوم نقل قول كفّار است كه مؤمنان را در آتش نزد خود نمىبينند گويند: آيا آنها را در دنيا مسخره گرفتيم حال آنكه اهل حق بودند؟ يا با ما در آتشند ولى چشم ما منحرف شده و آنها را نمىبيند.
زيل: كنار شدن. اين همان «زال» ناقصه است و فرق آن با زال تامّه آنست كه اين يائى است (زيل) و آن واوى است (زوال) چنانكه در اقرب گفته است افعال آن در قرآن همه توأم با حرف نفى است كه افاده اثبات ميكند «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ ...» بقره: ٢١٧. يعنى پيوسته با شما جنگ ميكنند. طبرسى در ذيل آيه گويد: معنى لا يَزَالُ، يَدُومُ مَوْجُوداً است «فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ ...» غافر: ٣٤. پيوسته در شريعت و گفتار او در شك بوديد.
تزييل بمعنى تفريق و جدا كردن و تزيّل بمعنى جدا شدن است (اقرب) «ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ» يونس: ٢٨.
يعنى ميان آنها و معبودهايشان جدائى ميافكنيم.
«لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا ...» فتح: ٢٥. اگر مؤمنان از كفار جدا ميشدند حتما كفّار را عذاب ميكرديم اين معانى مطابق معناى اوّلى است كه كنار شدن باشد.
زينت: زينت سه گونه است: زينت باطنى مثل علم و اعتقادات خوب، زينت بدنى مثل نيرومندى و غيره، زينت خارجى مثل زيور و مال و غيره (استفاده از مفردات).
«إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً