قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٤
است يعنى رنگش نورانى بود جوهرى نيز آنرا طراوت و زيبائى دنيا گفته.
طبرسى فرموده: در آيه ميشود «زَهْرَةَ» حال باشد از «بِهِ» و از «ما مَتَّعْنا بِهِ» يعنى چشم ندوز باقسام متاعيكه بآنها دادهايم حال آنكه آن رونق دنياست. بيضاوى چند وجه نقل كرده از جمله گويد: زهره منصوب است بفعل محذوف كه «مَتَّعْنا بِهِ» بآن دلالت دارد.
اين معنى در صورتى است كه مراد از ازواج انواع نعمتها باشد چنانكه طبرسى فرموده و اگر غرض اقسام كفّار باشد چنانكه زمخشرى گفته و الميزان نقل كرده و ضمير «مِنْهُمْ» تأييد ميكند آنوقت معنى عوض ميشود ولى انواع نعمتها بودن بهتر است.
زهق: اقرب الموارد: زهق و زهوق را خروج روح و هلاكت و بطلان و غيره گفته است. در مجمع نيز هلاكت و بطلان است. صحاح و قاموس اضمحلال را از جمله معانى آن شمردهاند ابن اثير نيز هلاكت و موت و خروج روح گفته است. راغب خروج روح از كثرت تأسف ميداند طبرسى هلاكت را در «زَهَقَتْ نَفْسُهُ» نيز جارى دانسته گويد: گويا روحش براى هلاكت خارج شده است.
خلاصه همه دو معنى است خروج روح و هلاكت «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ» توبه: ٥٥. آيه ٨٥ نيز چنين است «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ».
طبرسى و بيضاوى در ذيل آيه فوق زهق را خروج با صعوبت گفتهاند.
يعنى خدا ميخواهد با اموال و اولاد آنها را معذّب كند و در حال كفر جانشان در آيد و بميرند. ولى بهتر اين است بگوئيم: در حال كفر هلاك شوند و آن همان استدراج است كه در «درج» گذشت اموال و اولاد بتدريج استعداد هدايت را از دستشان ميگيرد و تدريجا هلاك ميگردند با آنكه پيوسته با كفر توأماند على هذا هلاكت نفس در اين جهان است.