قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٣
«الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» نور:
٣. ظاهر آيه مخصوصا ذيل آن روشن ميكند كه مراد از آن حكم تحريمى است هر چند صدر آن بصورت خبر آمده است و خلاصه معنى آن با ملاحظه تفسير اهل بيت عليهما السلام آنست مرد زناكار هر گاه بزنا شهرت يافت و بر او اقامه حدّ شد تا توبه نكرده بر او جز نكاح زانيه و مشركه حرام است همچنين است زن زناكار اگر توبه نكند جز زانى و مشرك نميتواند او را نكاح كند (از الميزان).
زهد: بى اعتنائى (اقرب) «وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ» يوسف: ٢٠.
در «بخس» گذشت كه در نقص كمّى و كيفى هر دو بكار ميرود شايد مراد از آن در آيه نقص كيفى باشد در اين صورت «دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ» نقص كمّى آنرا ميرساند. و ايضا بنظر ميايد ضمير «فيه» بيوسف بر گردد نه به «ثمن» يعنى: او را بقيمت معيوب و درمى چند فروختند و درباره وى بى اعتنا بودند همين قدر ميخواستند كه پولى بكف آرند و اگر بى اعتنا نبودند بقيمت ارزان نمىفروختند.
اين كلمه فقط يكدفعه در قرآن مجيد آمده است و زهد كه اين همه تعريف دارد همان بى اعتنائى بدنيا است كه فرموده «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» حديد:
٢٣. زاهد كسى است كه بآمدن و رفتن دنيا بى اعتنا باشد. كار كند، تلاش نمايد، استفاده كند ولى در عين حال بدنيا بى اعتنا باشد.
زهر: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا» طه: ١٣١. در مجمع گويد: زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا زيبائى آن است و زهرة (بفتح هاء) نيز جايز است و زهره غنچهاى است كه با صفا نمايد و از آنجهت بهر چيز نورانى زاهر گويد و معنى حديث در وصف حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله
«كَانَ أَزْهَرَ اللَّوْنِ».
از آن