قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٦
ابن ابى الحديد در ذيل حكمت فوق كه قسمتى از آن نقل شده و بشماره شرح او ٤٠٨ است بطور تفصيل سخن گفته كه قابل استفاده است. از جمله ميگويد: جمعى از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در سفرى بقبيلهاى گذشتند و اهل قبيله آنها را ميهمان نكردند و گفتند: آيا در ميان شما راقى هست رقيهاى بنويسيد كه رئيس قبيله را حشرهاى گزيده است؟ مردى گفت: آرى پس براى او سوره حمد را نوشت رئيس صحّت يافت در مقابل رمهاى گوسفند باو دادند قبول نكرد و گفت: تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيايد چون حضرت تشريف آوردند قضيه را بمحضرش عرض كردند و نويسنده گفت: بحيات شما قسم جز فاتحة الكتاب ننوشتم. فرمود چه ميدانيد آن رقيه است. رمه را بگيريد و سهمى هم بمن بدهيد.
زلل: لغزيدن. ليز خوردن. در اقرب آمده «زَلَ الرجُلُ زَلَلًا: زلق عن صخرة و نحوها» «فَتَزِلَ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها» نحل: ٩٤. تا پائى پس از استواريش بلغزد غرض مردد شدن و بر گشتن از تصميم است «فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ» بقره: ٢٠٩. اگر پس از آمدن آيات روشن لغزيديد يعنى بخطا رفتيد.
ازلال لغزانيدن و بخطا افكندن است «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها ...» بقره:
٣٦. شيطان آنها را فريب داد و از بهشت لغزانيد.
استزلال طلب لغزش و خطاست «إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا» آل عمران: ١٥٥. فقط شيطان آنها را در اثر بعضى از كارهاى بد لغزش داده و بخطا انداخته و يا از آنها خطا رفتن خواسته است.
زلم: «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ ...» مائده: ٩٠.
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ ... وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ ...» مائده: ٣.
ازلام كه جمع زلم است فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است و آيه دومى