قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٣
زلزال: اضطراب و حركت «هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً» احزاب: ١١. آنجا مؤمنان امتحان شدند و شديدا مضطرب گرديدند. زلزله حركت زمين است «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ» حج: ١.
«إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها» زلزله: ١.
بعقيده راغب تكرار حروف آن دلالت بر تكرار فعل دارد.
زلف: نزديك شدن. و مقدم گشتن در اقرب آمده «زَلَفَ زَلْفاً و زَلِيفاً:
تقدم و تقرب» در نهايه گويد: اصل آن نزديك و مقدم گشتن است. در صحاح گويد: أَزْلَفَهُ أي قَرَّبَه».
در قرآن مجيد. مطلق نزديك شدن و نيز بمعنى تقرب و منزلت آمده است در مجمع شعرى در اين باره آورده است:
و كلّ يوم مضى او ليلة سلفت
فيها النّفوس الى الاجال تَزْدَلِفُ
يعنى در هر روز و شبى كه ميگذرد مردم باجلها نزديك ميشوند.
«وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ» شعراء: ٩٠، ق: ٣١. بهشت بپرهيزكاران نزديك گرديد. «وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ» شعراء: ٦٤. ديگران را بآنجا نزديك كرديم. بعضى آنرا بمعنى جمع دانسته و گفته ديگران را در آنجا جمع كرديم و گفتهاند ليله مزدلفه يعنى شب اجتماع ولى طبرسى آنرا نزديك كردن گفته و مزدلفه را نيز از آن گرفته است.
زلفى در قرآن مصدر آمده بمعنى نزديكى و تقرب و هم اسم مصدر آمده بمعنى منزلت و مقام. مثل «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى ...» زمر: ٣.
زلفى مفعول مطلق است براى «يقرّبونا» تقدير چنين ميشود «الا ليقربونا الى اللّه تقريبا» همچنين آيه «وَ ما أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنا زُلْفى ...» سباء: ٣٧.
و مثل «وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ» ص: ٢٥ و ٤٠. و در اين دو آيه اسم مصدر است بمعنى مقام و منزلت.
اقرب الموارد گويد: الف آن براى تأنيث است و آنرا در آيه سباء كه گذشت مصدر گفته و گويد بعضى آنرا