قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٢
آن و نيز براى توزيع و مصرف آن مأمورانى از طرف خود تعيين كند چنانكه رويّه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله چنين بوده است. در اين صورت نه فقير ميداند مال كدام كس را ميخورد و نه زكوة دهنده ميداند كه زكوتش در اختيار كدام كس قرار داده شد بلكه حاكم شرع خود بوضع مستمندان رسيدگى ميكند و كار آنها را روبراه ميسازد و در اين كار مأموران زكوة براى خود از آن حقوق بر ميدارند.
٤- مؤلفة قلوبهم يعنى كسانيكه قلوبشان تأليف شده و آنها مردمان غير مسلماناند كه براى خوشبين بودن باسلام ميشود بآنها از زكوة داد مثلا در كشورى غير مسلمان زلزلهاى اتفاق افتاده و عدّهاى بى خانمان شدهاند ميشود بآنها از زكوة كمك كرد تا باسلام خوشبين باشند و يا ميشود مبلغى از زكوة بيكى از بيمارستانهاى آن كشور براى تداوى بيماران ارسال كرد بدين طريق ملاحظه ميشود كه اسلام براى جهانيان فكر كرده و راه باز نموده است نه فقط براى مسلمان فقير.
٥- رقاب. آنان بردگاناند كه از مال زكوة ميشود آنها را خريد و آزاد كرد.
٦- غارمين. قرضداران. اگر كسى باشد كه درآمدش بمخارجش كفايت كند ولى قرضى دارد كه نميتواند آنرا بدهد. قرض او از زكوة ادا ميشود.
٧- فى سبيل اللّه مراد از آن هر كار عام المنفعة است كه بدرد مردم ميخورد از قبيل راهها، پلها، بيمارستانها، درمانگاهها، مساجد و غيره. كه محل مصرف زكوةاند.
٨- ابن سبيل شخص غريبيكه در غربت مال خود را از دست داده و يا تمام شده و معطل مانده است از سهم زكوة بمحلش فرستاده ميشود.
بدين طريق خواهيم ديد زكوة و انفاق در پر كردن شكاف جامعه سهم بسزائى دارد اگر روى حساب منظم و دقيق جمع آورى و توزيع شود بيشتر مشكلات را حل خواهد كرد.