قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٧
زكريّا چون از خدا خواست تا فرزندى بوى عطا كند ملائكه جواب استجابت را باو رساندند. خواست بداند كه اين ندا از جانب خداست خدا وحى فرمود كه نشانه خدائى بودن ندا آنست كه سه روز زبانش از تكلّم خواهد ماند. چون از تكلّم عاجز شد دانست كه بسلب تكلّم جز خدا كسى قادر نيست. و آن است قول خدا «رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً».
مجمع البيان آنرا علامت حمل گفته كه زكريّا با آن دانست زنش حامله شده است.
قرآن مجيد بيشتر از آنكه گفته شد درباره زكريّا چيزى نفرموده است ولى در اينجا مطالبى افسانه نيز درباره آن رسول گرامى نقل شده است كه بطور فهرست اشاره ميشود.
١- در الميزان ج ٣ ص ٢٠٠ گويد:
حرفهائى از قدماء مفسّرين در اينجا نقل شده كه غير معقولاند مثل آنكه از قتاده و عكرمه نقل شده: شيطان پيش زكريّا آمد و او را در اينكه بشارت فرزند از جانب خداست بشكّ انداخت و گفت: اگر اين ندا از جانب خدا بود مخفى بتو ميرسيد چنانكه تو خدا را نهانى خواندى و در انجيل لوقا باب ١ بند ٢٠ آمده كه جبرئيل بزكريّا گفت: تو تا روزيكه اين خبر واقع شود گنگ و لال خواهى بود كه سخن مرا باور نكردى. نگارنده بانجيل مراجعه كردم همانطور است كه الميزان نقل كرده است.
٢- در صحيح مسلم، بابى درباره فضائل زكريّا منعقد كرده مجموع آن باب را فقط يك روايت تشكيل ميدهد و آن اينكه ابو هريره از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه
«كَانَ زَكَرِيَّا نَجَّاراً».
زكريّا نجّار بود. شايد اين روايت درست باشد كه روزى آنحضرت بمناسبتى اين سخن را فرموده است ولى تشكيل چنين بابى با اين سرمايه خندهآور است.
٣- ابن اثير در تاريخ كامل ج ١