قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٣
با صدا باشد تا جائيكه دندهها باد كند راغب نيز چنين گفته و فقط حزن و صوت نياورده است ايضا زفير صداى آتش است آنگاه كه بشدت مشتعل گردد.
«فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ» هود: ١٠٦. شهيق مقابل زفير است و هر دو از صداهاى اندوهناكان است كه بهنگام نفس كشيدن و بازدم از آنها شنيده ميشود (مجمع از زجّاج) معنى آيه در «خلد» گذشت. «إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً» فرقان: ١٢.
زفير صداى جهنّم و (صفير) آنست در «جهنّم» گذشت كه آن ذى شعور و عاقل است. اين كلمه فقط سه بار در قرآن آمده است. سومى سوره انبياء آيه ١٠٠.
زف: «فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ» صافات:
٩٤. زفيف بمعنى سرعت سير در صحاح گويد «زَفَ الْعَبِيرُ زَفِيفاً:
اسرع. و زَفَ القومُ فِي مَشْيِهِمْ:
أَسْرَعُوا» معنى آيه چنين است: رو كردند بسرعت سوى ابراهيم ميرفتند و اگر آنرا متعدى بدانيم چنين است كه قوم خويش را بسرعت بسير وا ميداشتند اين كلمه در قرآن مجيد يكبار بيشتر نيست. زفاف بردن عروس است بخانه شوهر.
در نهايه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود
«يَزِفُ عَلِيٌّ بَيْنِى وَ بَيْنَ إِبْرَاهِيمَ الْجَنَّةَ».
على ميان من و ابراهيم بسرعت وارد بهشت ميشود.
زقّوم: «أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ. إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ. إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ. طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ. فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ» صافات:
٦٢- ٦٦.
«إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ. طَعامُ الْأَثِيمِ. كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ. كَغَلْيِ الْحَمِيمِ» دخان: ٤٣- ٤٦. «لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ. فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ» واقعة:
٥٢ و ٥٣.
اين كلمه فقط در اين سه مورد آمده است و از اين آيات روشن