قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٩
٩٩. دانههائيكه بعضى بر بالاى بعضى است.
«لَتَرْكَبُنَ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» انشقاق:
١٩. از حالى بحالى ميافتيد و از درجهاى بدرجهاى بالا ميرويد. ظاهرا مراد اطوار حيات و مرگ و بعث است. مثل «وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» بقره: ٢٨.
ركد: ايستادن «إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِهِ» شورى: ٣٣. رواكد جمع راكد يا راكده است در «بحر». گذشت كه ظاهرا مراد از رواكد نهرهاى دريائى است بآنجا رجوع شود. رواكد فقط يكبار در قرآن آمده است.
ركز: (بكسر اوّل) صوت خفى (كمترين صدا) چنانكه در مجمع و مفردات و اقرب آمده «وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً» مريم: ٩٨. چه بسا از مردميكه پيش از آنها هلاك كرديم آيا كسى از آنها را مىبينى و يا كمترين صدائى از آنها مىشنوى؟! اين كلمه فقط يكبار در قرآن آمده است.
ركس: (بفتح ر) سرنگون كردن در مفردات و اقرب گويد: «قلب الشيء على رأسه و ردّ اوله الى آخره» ركس و اركس هر دو بيك معنى است (اقرب) «فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا» نساء: ٨٨.
يعنى چرا درباره منافقان دو گروه شدهايد گروهى صلاح را در مدارا با آنها ميداند و گروهى ببيزارى از آنها دعوت ميكند حال آنكه خدا سرنگونشان كرده (ديگر بهدايت بر نميگردند) «كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها ...» نساء: ٩١. هر وقت بفتنه رانده شوند بسر در آن افتند (و طالب آن باشند) در نهج البلاغه خطبه ١٧٩ آمده
«وَ ارْتِكَاسُهُمْ فِي الضَّلَالِ وَ الْعَمَى».
يعنى سرنگون شدنشان در گمراهى و سرگردانى. و در نامه ٤٥ درباره معاويه فرموده
«هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْكُوسُ وَ الْجِسْمِ الْمَرْكُوسِ».
اين شخص عوض شده از فطرت توحيد و