قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٨
فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» عنكبوت: ٦٥.
راغب گويد: ركوب در اصل، بودن انسان است در پشت حيوانى و گاهى بكشتى نشستن اطلاق ميشود.
جوهرى از ابن سكّيت نقل كرده:
راكب فقط بشتر سوار اطلاق ميشود و باسب سوار و خر سوار فارس گفته ميشود. راغب گويد: راكب در عرف مختص بشتر سوار است.
ركب جمع راكب است در اقرب شتر سواران گفته «وَ هُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى وَ الرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ» انفال:
٤٢. و آنها در كناره دور وادى بودند و سواران پائينتر از شما بودند مراد از ركب كاروان ابو سفيان لعين است و شايد بواسطه شتر سوار بودن ركب گفته شده.
ركبان نيز جمع راكب است «فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً» بقره: ٢٣٩.
اگر ترسيديد، نماز بخوانيد در حاليكه پياده يا سوارها هستيد.
ركاب (بكسر ر) در اقرب گويد: ركاب شتر مفرد آن راحله است.
«فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ» حشر: ٦. مراد از ركاب در آيه شتر است يعنى بر آن اسبى و شترى نتاختيد.
رَكُوب (بفتح ر) مبالغه و شتر سوارى و بمعنى مركوب است (اقرب) «وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ» يس: ٧٢. ركوب در آيه بمعنى مركوب است يعنى: چهار- پايان را براى آنها رام كرديم مركوبشان از آنهاست و از آنها ميخورند.
«حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ ...» كهف: ٧١. ركوب در آيه در سوار شدن بكشتى بكار رفته ايضا در «يا بُنَيَ ارْكَبْ مَعَنا» هود: ٤٢. و آيات ديگر.
«فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ» انفطار: ٨. تركيب، گذاشتن اجزاء شيئى بعضى بر بعضى است. صورت و شكل ظاهرى انسان در اثر بودن بعضى از اعضاء بر بعضى است.
«نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً» انعام: