قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٢
فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ» صف: ٤. رصّ بمعنى الصاق و ضمّ اجزاء چيزى در يكديگر است. قلع و سرب را رصاص گفتهاند كه اجزائش بهم فشردهاند (اقرب) مراد از مرصوص در آيه محكم است چنانكه راغب گفته، مجمع گويد: رصّ محكم كردن بناست و اصل آن از رصاص است گوئى كه با رصاص بنا شده است.
قرآن مؤمنان را كه در جنگ استقامت دارند و از هم جدا نميشوند و در راه خدا يكدل و يك جهت ميجنگند به بناى محكمى ريخته از سرب تشبيه كرده است. اين كلمه فقط يكبار در قرآن آمده است.
رضع: رضع و رضاعة بمعنى شير خوردن است (صحاح، قاموس، مفردات) «لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَ الرَّضاعَةَ» بقره: ٢٣٣. ارضاع: شير دادن «وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ ...» قصص: ٧. مرضعه: شيرده «تَذْهَلُ كُلُ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ» حج: ٢. جمع آن مَرَاضع است «وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ ...» قصص: ١٢.
استرضاع: طلب مرضعه كردن «وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ ...» بقره:
٢٣٣.
رضى: رضا و رضوان و مرضاة بمعنى خوشنودى است (قاموس) «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» مائده:
١١٩. خدا از آنها و آنها از خدا خوشنود شدند رضى در قرآن متعدى بنفسه نيز آمده است «وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ...» توبه: ٥٩.
«لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ» حج: ٥٩.
و ميشود گفت كه حرف جرّ از آنها حذف شده است.
إرضاء: خوشنود كردن «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ ...» توبه: ٦٢. بخدا قسم ميخورند تا خشنودتان كنند.
ارتضاء: بمعنى رضاست و شايد از آن مبالغه مراد باشد كه يكى از معانى افتعال است «وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى» انبياء: ٢٨. رضوان چنانكه گفته شد بمعنى رضاست «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ» توبه: ٢١.