انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
یعنی از فقرا کسی در آن مجلس نبوده است [١] . به علی ( ع ) خبر میرسد
که نماینده و حاکم شما در مجلسی شرکت کرده است که در آن مجلس ، اغنیا
و پولدارها و اشراف وجود داشتهاند ولی از فقرا کسی در آنجا نبوده است .
علی ( ع ) میفرماید : " « و ما ظننت انک تجیب الی طعام قوم عائلهم
مجفو و غنیهم مدعو » " عثمان بن حنیف ! من باور نمیکردم که تو دعوت بر
سفرهای را بپذیری که اغنیا را در آنجا دعوت کرده باشند ولی فقرا را
دعوت نکرده باشند و آنها پشت درمانده باشند . بعد علی ( ع ) شروع به
گفتن دردهای خودش میکند تا میرسد به آنجا که راجع به خودش میگوید :
²و لو شئت لاهتدیت الطریق الی مصفی هذا العسل و لباب هذا القمح و نسائج
هذا القز » . علی ( ع ) خلیفه است . میگوید اگر من بخواهم ، امکانات
برایم فراهم است ، بهترین خوردنیها و نوشیدنیها و بهترین پوشیدنیها و
هرچه که بخواهم برای من فراهم است . « و لکن هیهات ان یغلبنی هوای ، و
یقودنی جشعی الی تخیر الاطعمة » هیهات هیهات که من چنین کنم ، محال است
که من مهار خود را به دست حرص و هوای نفسم بدهم . حال چرا [ علی ( ع )
اینگونه میگوید ] ؟ مگر خدا این نعمتها را حرام کرده است ؟ علی ( ع )
توضیح میدهد تا کسی خیال نکند لباس خوب پوشیدن حرام است ، عسل مصفی
خوردن حرام است . نه ، مسئله دیگری است ، اینها حرام نیست ، حلال است.
« و لعل بالحجاز او الیمامة من لا طمع له فی القرص ، و لا عهد له بالشبع »
اگر من اینجا شکم خود را سیر کنم ، شاید در عراق و
[١] چیزی که ما اصلا امروز اینجور چیزها را درد احساس نمیکنیم ، یعنی کمک کسی نمیگزد .