انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩
است ، " زمین من " و " زمین تو " ، " ثروت من " و " ثروت تو " [ مطرح ] نبوده ، همه چیز اشتراکی بوده است و بشر در یک بهشت و در آسایش زندگی میکرده است . آن طور که در ادیان آمده است جد اعلای ما ابتدا در بهشت بود و بعد عصیان کرد و به خاطر عصیانی که کرد ، از بهشت رانده شد و گرفتار زندگی خاکی زمین شد . از نظر آنها این [ مسئله ] تعبیر دیگری از این است که بشر در بهشت اشتراکیت زندگی میکرد و " ما " بود ، نه " من " و بعد یک عصیان مرتکب شد و به واسطه آن عصیان از بهشت اشتراکیت رانده شد و آن عصیان ، پیدایش مالکیت فردی است . وقتی مالکیت فردی پیدا شد ، بشر از بهشت سعادت رانده شد و دچار سختی گردید و هنوز هم دچار همان بدبختی است . توبه انسان برای اینکه به بهشت باز گردد ، توبه از مالکیت است و همان طور که در ادیان آمده بهشتی که انسان بعدا میرود از اولی کاملتر و بهتر است . هر وقت بشر از این گناه بزرگ توبه کرد و به جای مالکیت فردی به اشتراکیت روآورد ، بار دیگر به مقام آدمیت و انسانیت خودش میرسد . میگویند مالکیت که پدید آمد ، ظلم پیدا شد و ظلم ناشی از مالکیت است و لذا [ با پیدایش مالکیت ] ، " استثمارگر " و " استثمار شده " پیدا شد . بشر در حالی که استثمارگر و یا استثمار شده است ، ناقص است ، تا وقتی که این ناهمواریها و پستی و بلندیها در بین افراد بشر وجود دارد که یکی آنقدر گنده میشود که به اندازه قله دماوند بالا میرود و یکی هم آنقدر پائین میرود و در یک دره هولناک [ سقوط میکند ] ، هرگز جامعه بشریت روی سعادت را نمیبیند ، وقتی روی سعادت را میبیند که حالت دشت را پیدا کند و متساوی