انسان کامل - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
آن طرف ، شاه عبدالعظیم است [ و غیره ، یعنی ] اطلاعی از عموم و از سراپای تهران به شما میدهد ، اما همهاش مبهم است . او از همه تهران به شما اطلاعاتی داده است ، اندام تهران را برای شما کشیده است ولی اگر شما بخواهید خانه خود را در آن نقشه پیدا کنید نمیتوانید ، خودآن مهندس هم از آن اطلاعی ندارد . ولی یک نفر ممکن است اساسا نداند طول و عرض تهران چقدر است ، چند تا میدان و خیابان دارد ، نقاط مشخص تهران چیست ، چند تپه در وسط این شهر قرار دارد ، اما اگر درباره یک محله معین و خاص از او بپرسید ، تمام جزئیات آن را میداند که این محله چند کوچه دارد و این کوچهها به چه شکل به یکدیگر راه دارند و در هر کوچه چند خانه وجود دارد و حتی رنگ در خانههای این محله را میداند که این در ، سبز و آن یکی آبی و دیگری به چه رنگی است . اگر از آن کسی که اطلاعش مختص به مجموع شهر است راجع به این کوچه بپرسید ، کوچکترین اطلاعی ندارد و اگر از کسی که اطلاعش راجع به این کوچه و محله است ، راجع به اندام شهر تهران بپرسید اطلاعی ندارد . فیلسوف به آن کسی میگویند که اندام هستی را در مجموع مطالعه میکند ، میخواهد رأس هستی را پیدا کند ، اول و آخر هستی را بیابد و مراتب هستی و قوانین کلی آن را دریابد . اما همین فیلسوف درباره فلان گیاه یا حیوان یا سنگ و یا زمین و خورشید هیچ اطلاعی ندارد . حکمت از نظر فیلسوف یعنی اطلاع کلی از سراسر هستی و از مجموع اندام عالم به طوری که در آینه ذهن حکیم ، سراسر هستی و اندام عالم منعکس شود ، یعنی همه